دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
308
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
فعاليتها در قاهره متمركز شده بود . ذهن دانشنامهاى كه از ويژگيهاى جهان تاريخ ميانه بود ، بر همه جا غلبه داشت . بهاء الدين عاملى ( شيخ بهائى ) يكى از متألهين و فيلسوفان اين دوره كه قبلا ذكرى از او به ميان آمد ، در محضر ملاعلى مذهب و ملاافضل قائنى به يادگيرى رياضيات پرداخت ؛ به علاوه ، در نزد علاء الدين محمود هم علم طب را آموخت . او همچون شفائى ، شأن و اعتبارى به دربار شاه عباس بزرگ بخشيد . رضا قليخان ، حكيم شرف الدين حسن شفائى دوست و طبيب دربارى شاه عباس و « افلاطون زمان » را با كلمات زير مىستايد : « . . . طب او بر تحقيقش سبق داشت ، همچنانكه شعر او بر طبعش فائق بود « 1 » . » اطباء ، داروشناسان و منجمان معمولا از اعضاى خاندانهاى معرفتپرور تاجيكان بودند . حكيمباشى در امور مربوط به طب دولتى و توسعه طبيبان كشور مسئوليت داشت و عطارباشى همكار و وردست عمده او برشمرده مىشد . مستخدمان بيوتات از توجه خاص و داروهاى رايگان برخوردار بودند و ضمنا در زمان سلطنت شاه طهماسپ يك داروخانه خيريه راه افتاده بود . درخصوص بيمارستانها و جا و مكان و عمارات آنها اطلاعات خوبى در دست است ولى شناخت ما از سازمانبندى و تشكيلات آن ناقص و اندك است . عجيب اينكه جان فراير هم از توجه بدان غافل مانده است . او بر خلاف هربرت كه از طبابت چيزى نمىدانست ، عنايت كمترى به طب ايران مبذول داشته است . فراير مىگويد كه « شيوه و روش عربى [ اسلامى ] براى آنها به اندازه حرمت به تثليث در نزد ما ارزش دارد . . . و در آن علم شيمى جايگاهى ندارد ؛ براى آنها نه آسيبشناسى محلى از اعراب دارد و نه چاقوى تشريح نفعى » ؛ چون شرع آنها را حتى از تشريح يك كركس مرده منع كرده است » و لذا در تشريح « كارشان ناقص و معيوب و نظريات آنها بسان وراجى يك طوطى سخنگوست » ؛ « آنها در هنر و فن جراحى نيز كامل نيستند » آنها به حجامت متوسل مىشوند . رژيم غذايى غيرعادى ( مثل گوشت شتر ) كه بومى اين مملكت است تجويز مىشود . فقط بعضى از درمانها به كار گرفته مىشود و اينها « بدون اينكه اختلاف مزاج و بنيه و يا حتى ناخوشىهاى آنها را در نظر بگيرند يك داروى هميشگى تجويز مىكنند . » « 2 » سنگ به زوار ( پادزهر ) مخصوصا براى معالجه تبهاى خالدار رواج عمومى دارد . فراير كه در اوت 1677 م . به اصفهان رسيد ( همچون پىير رفائل دومان ) علاقه خاصى به داروشناسان ( عطاران كه بيشتر يهودى بودند ) و تعدد ظروف آنها پيدا كرد . بيمارى فراير را كه طبيبى در خدمت كمپانى هند شرقى بود ، مجبور كرد تا ايران را ترك گويد و او پس از
--> ( 1 ) - براون ، Arabian Msdicin ، 256 ، در مورد تكچهره او نگاه كنيد به نسخه خطى كتابخانه بريتانيا با شماره 1372 ، برگ r 7 . ( 2 ) - فراير ، جلد 3 ، صص 7 - 94 ، در اكثر جاها ؛ منقول در الگود ، تاريخ پزشكى ايران ، صص 7 - 401 .